برای استارتاپ ( Startup ) تعاریف مختلفی ارائه شده اما به صورت کلی به کسبوکار نوپا گفته می شود که توانایی تکرار پذیری و مقیاس پذیری دارند، بدین معنی که محصول جدید ارائه شده، در هر بار استفاده عملکرد یکسانی داشته باشد و یا یافتن مشتریان جدید در هر مرحله نیاز به روند نوینی نداشته باشد. از طرفی کسبوکار های کوچک ( SME ) درمقابل کسبوکار ها و شرکت های بزرگ شناخته میشوند؛ با این تفاوت که تعداد کارمندان کمتری دارند، گردش مالی پایین تری تجربه میکنند و در نهایت ارزشگذاری کمتری میشوند. بنابراین شرکت هایی در اندازه های کوچک به حساب میآیند که فعالیت های آنهارا از استارتاپ ها متمایز میکند.
هرچند استارتاپ ها و کسبوکار های کوچک از نظر کارآفرینی حوزه های نزدیکی هستند اما تفاوت هایی اصلی در ساختار آنها وجود دارد
تفاوت های این دو:
انگیزه و هدف
یکی از اصلی ترین تفاوت های استارتاپ ها و کسبوکار های کوچک، انگیزه و اهداف آنهاست. کسبوکار های کوچک درپی آنند که با سرمایه ای نسبتاً کم کسبوکاری قابل اطمینان تاسیس کنند، از اینرو بیشتر به سمت فعالیت هایی سوق داده میشوند که قبلاً اجرایی شده اند. اما هدف استارتاپ ها یافتن راه حل های نوآورانه برای نیاز ها و تامین آنها به صورت هایی نوین است. تیم های استارتاپی اکثراً با این امید شروع به فعالیت میکنند که تحولی بزرگ در بازار ایجاد کنند و اهدافی جاهطلبانه را دنبال میکنند.
خطرپذیری
ریسکپذیر بودن به عنوان یکی از ویژِگی های اصلی استارتاپ ها به حساب می آید درحالی که کسبوکار های کوچک از رسیک گریزانند و درپی آن هستند که فعالیت های آزموده را تکرار کنند. در طی یک کسبوکار استارتاپی ریسک هایی از قبیل عدم تولید محصول نهایی، ناتوانی در تجاریسازی محصول، نیافتن مشتری مدنظر و یا عدم موفقیت مالی وجود دارند، اما کسبوکار های کوچک چنین ریسک هایی را به شدت استارتاپ ها تجربه نخواهند کرد.
رشد
کسبوکار های کوچک معمولاً در مدت زمان کوتاهی نسبت به استارتاپ ها به سوددهی میرسند و پس از آن با شیب ملایمی رشد خود را ادامه میدهند. اما استارتاپ ها دوران زیادی را برای آماده سازی طی میکنند و در این دوران هزینه های زیادی را متحمل میشوند اما در صورت موفقیت و ورود به بازار، به علت ارائه راه حل های نوآورانه به شدت شروع به رشد میکنند و بازگشت سرمایه ی فراوانی را سبب میشوند.
مقیاسپذیری
از مزیت های استارتاپ ها نسبت به کسبوکار های کوچک میتوان به مقیاسپذیری اشاره کرد. مقیاس پذیری به بیان ساده یعنی بدون افزایش چشمگیر منابع و امکانات، بتوانیم بازار بزرگتری را پوشش دهیم. به عنوان مثال باشگاه های ورزشی از مثال های کسبوکار های غیر مقیاسپذیر هستند، چراکه افزایش تعداد مشتری مستقیماً با افزایش امکانات باشگاه در ارتباط است. اما سایت های فروش آنلاین را تصور کنید، منابع لازم برای مدیریت ده هزار مشتری با منابع لازم برای مدیریت صد هزار مشتری تفاوت چشمگیری ندارد؛ درواقع میزان افزایش هزینه ها نسبت به ده برابر شدن بازار قابل صرفنظر است، بنابراین چنین کسبوکاری مقیاسپذیر به شمار میآید.
تامین مالی
کسبوکار های کوچک باتوجه به ریسک پذیری پایین میتوانند از سرمایه گذاران بیشتری درخواست جذب سرمایه داشته باشند. درواقع آنها فعالیت خود را معمولا با سرمایه شخصی شروع میکنند و بعد از رسیدن به دوران پایداری از سایر سرمایه گذاران دعوت به عمل میآورند. اما استارتاپ ها به دلیل ریسک بالایی که دارند و زمان رسیدن به سوددهی در آنها طولانی است اکثراً میتوانند سرمایه گذاران خطرپذیر را جذب کنند. دریافت سرمایه برای استارتاپ ها برای رسیدن به نقطه ی جهش ضروری است، از این رو سرمایه گذاران خطرپذیر نقش برجسته ای برای موفقیت استارتاپ ها ایفا میکنند.
0 کامنت