تفاوت میان کوچینگ ومنتورینگ
منتورینگ یا استاد – شاگردی به فرآیندی اطلاق میشود که در آن فردی کمتجربهتر در کنار فردی باتجربهتر (منتور) قرار میگیرد تا مهارتهای خود را در یک زمینه ی خاص افزایش دهد.
کوچینگ یا مربیگری در سازمانها به فرآیندی تعاملی اطلاق میشود که در آن کوچ یا مربی با مدیر یا کارمند همراه میشود تا بر روی بهبود عملکرد مدیر یا کارمند و دستیابی به اهداف او کار کنند.
قابل درک است که فرض کنیم کوچینگ و منتورینگ یکی هستند اما اینگونه نیست هر دو در نهایت منجر به بهبود عملکرد افراد میشوند منتهی این کار را به شیوههای مختلفی انجام میدهند و هر کدام بر جنبه ی خاصی تمرکز مینمایند.
منتورینگ نیاز به دانش و تجربه دارد.کوچینگ نیاز به دانش خاصی ندارد.
منتورینگ یک رابطه بلند مدت است.کوچینگ یک رابطه کوتاه مدت است.
منتورینگ عملکرد توسعه ای است. کوچینگ عملکرد اجرایی است.
منتورینگ نیاز به طراحی دارد. کوچینگ نیاز به طراحی ندارد.
چه موقع از کوچینگ استفاده میشود؟
هنگامی که یک شرکت در حال تلاش برای توسعه کارکنان خود در زمینه های خاص است.
هنگامی که یک شرکت کارکنان با استعدادی دارد که در آن حد مورد انتظار نیستند.
هنگامی که سیستم جدیدی وارد شرکت میشود.
هنگامی که یک گروه کوچک از کارمندان یک شرکت نیازمند به بالا بردن شایستگی خود در زمینه خاص دارند.
چه موقع از منتورینگ استفاده میشود؟
هنگامی که یک شرکت به دنبال توسعه رهبران و استعدادهای خود به عنوان بخشی از برنامه ریزی جانشینی است.
هنگامی که یک شرکت در تلاش برای توسعه کارکنان متنوع خود برای حذف موانع موفقیت است.
هنگامی که یک شرکت به دنبال توسعه کاملتر کارکنان خود برای به دست آوردن صلاحیت یا مهارت های خاص است.
هنگامی که یک شرکت تلاش می کند تا تخصص و تجربه داخلی خود را در کارکنان تازه وارد و نسل های آینده به وجود آورد.
در فرآیند کوچینگ :
• مراجعه کننده راه حلی را با همراهی کوچ در درون خود جستجو می کند.
• راه حل مورد نظر با کسب آگاهی بیشتر رشد می یابد.
• آگاهی لازم برای رشد راهکار از درون خود فرد به او داده می شود (عوامل بیرونی در بدست آوردن این آگاهی نقشی ندارند).
• با مکالمه و طرح سوالاتی در نهایت بهترین راهکار ممکن که خود فرد در بین گزینه های خود داشته انتخاب می شود.
در فرآیند منتورینگ :
• مراجعه کننده با داشتن تنها یک ایده به منتور مراجعه می کند.
• منتور در زمینه مشخصی آگاهی کامل را دارد.
• براساس تجربیات و اطلاعات خود می تواند به مراجعه کننده راهکارهای از پیش تعیین شده پیشنهاد دهد.
• بسته به نوع هدف یا مسئله می تواند تحلیل های لازم را براساس اطلاعات خود انجام دهد.
اگر بین راهکارهای موجود برای انتخاب مردد هستیم، بهتر است به کوچ مراجعه کنیم، اما اگر برای مسئله پیش آمده راهکاری نداریم، باید به منتور مراجعه کنیم که بتواند براساس راهی که خود رفته ما را راهنمایی کند.
تفاوت کوچینگ با منتورینگ
1. کوچینگ، وظیفه گرا است. تمرکز بر روی مسائل بخصوصی مانند مدیریت موثرتر، صحبت کردن به صورت دقیقتر و یادگیری نحوه تفکر استراتژیک است. این نیاز به یک متخصص محتوا (مربی) دارد. اما منتورینگ، روابط گرا است. یعنی تلاش برای ارائه یک محیط امن و ایمن که سازمانها هر گونه مسائل مربوط به موفقیت حرفهای و شخصی خود را با او به اشتراک میگذارند. گرچه اهداف یادگیری یا مهارتهای خاص یادگیری میتواند به عنوان مبنایی برای ایجاد رابطه استفاده شود، تمرکز آن فراتر از این مناطق است تا شامل مواردی همچون تعادل کار و زندگی، اعتماد به نفس، ادراکات شخصی و نحوه تاثیر شخص بر حرفه باشد.
2. کوچینگ کوتاهمدت است و بسته به هدف از رابطه کوچینگ ممکن است چند جلسه طول بکشد. اما منتورینگ همیشه بلند مدت است؛ استقرار موفقیتآمیز، نیاز به زمان دارد که هر دو طرف میتوانند در مورد یکدیگر یاد بگیرند و محیطی قابل اعتماد ایجاد کنند. محیطی که در آن منتور میتواند در به اشتراک گذاری مسائل واقعی که بر موفقیت طرف مقابل تأثیر میگذارد، احساس امنیت کند. روابط منتور از ۹ ماه تا یک سال است.
3. کوچینگ بر اساس عملکرد است و هدف، بهبود عملکرد فرد در کار است. این شامل ارتقاء مهارت های فعلی یا کسب مهارتهای جدید میباشد. هنگامی که فرد موفق به کسب مهارتها میشود، آن فرد دیگر نیازی کوچ ندارد. اما منتورینگ برای توسعه است. هدف آن توسعه فرد نه تنها برای شغل فعلی بلکه برای آینده است.
4. کوچینگ نیاز به طراحی ندارد و میتواند تقریبا بلافاصله در مورد هر موضوع انجام شود. اگر یک شرکت بخواهد مربیگری را به یک گروه بزرگ از افراد بفرستد، قطعا یک مقدار طراحی برای تعیین سطح صلاحیت، تخصص مورد نیاز و ابزارهای ارزیابی مورد استفاده قرار میگیرد، اما این لزوماً به زمان واقعی نیاز ندارد. اما منتورینگ نیاز به مرحله طراحی برای تعیین اهداف استراتژیک دارد.
5. کوچینگ میتواند برای مدیریت فوری یک سازمان باشد. او اغلب مربی را با بازخورد در زمینههایی که کارمندش نیاز به کوچینگ دارد فراهم می کند. این مربی از این اطلاعات برای هدایت روند کوچ استفاده میکند. در منتورینگ، مدیر به طور غیر مستقیم درگیر است. اگر چه او میتواند به کارمند پیشنهادات خود را در مورد چگونگی استفاده بهتر از تجربه مربیگری ارائه دهد. ولی مدیر هیچ پیوندی با مربی ندارد و رابطه آنها طولانی است. این امر به حفظ یکپارچگی روابط مشاوره کمک میکند.
تفاوت کوچینگ و منتورینگ با مشاوره و درمان این است که مشاوره و درمان به دنبال پیدا کردن عواملی هستند که باعث اختلالها و مشکلات کنونی شده اما در کوچینگ و منتورینگ در زمان حال و آینده صحبت میشود .
شاید از این نوشتهها هم خوشتان بیاید
0 کامنت