یکی از اضلاع بسیار مهم و مؤثر کسب و کارهای استارتآپی، سرمایه است که نقش عملیاتی در شکلگیری و موفقیت کسبوکارهای نوپا خواهد داشت. بنا بر آمار جهانی، سرمایه شخصی «Bootstrapping» همچنان بهعنوان اصلیترین روش تأمین مالی یک استارتآپ در ابتدای امر به شمار میرود. بنابر این آمار، بیش از 80 درصد از کارآفرینان با استفاده از سرمایه شخصی خویش و 14 درصد نیز با کمک گرفتن از دوستان و فامیل و یا وام بانکی، سعی در راهاندازی کسبوکار خود داشتهاند. سرمایه را میتوان یک مانع جدی در ایجاد فضای مناسب برای فعالیت نوآوران و فناوران جوان در گامهای ابتدایی تأسیس استارتآپ دانست که چالش مهمی برای اغلب بنیانگذاران محسوب میشود. بسیاری از استارتآپها در امر تأمین مالی خود موفق عمل مینمایند و همین خود نویدبخش امکانپذیری جذب سرمایه در صورت اتخاذ استراتژی مناسب و هوشمندانه در این زمینه است. بدیهی است، انتخاب راهکار بهینه برای تأمین مالی، در گرو شناخت عمیق تمامی راهکارهای ممکن و شناسایی الزامات و پیششرطهای مرتبط با هر یک از آنها است.
جذب سرمایه چیست؟
جذب سرمایه فرآیندی است که صاحبان کسب و کار، نیاز مالی خود را به سرمایه گذار توضیح میدهند و تلاش می کند نظر وی را جلب نمایند.
به طور کلی جذب سرمایه یکی از مهم ترین مباحث موجود در راه اندازی و توسعه کسب و کار است.
در حال حاضر در اکوسیستم کارآفرینی ایران تعداد سرمایه گذارها و فرصت های جذب سرمایه اندکی وجود دارد، بنابراین کارآفرینان باید به بهترین نحو ممکن از فرصت های موجود استفاده کنند و سرمایه مورد نیاز برای رشد کسب و کار خود را جذب نمایند.
اهمیت جذب سرمایه برای استارتاپ ها
الف) نقش مشارکت در همافزایی قابلیتها: این عامل، مصداقی از ضربالمثل معروف «یک دست صدا ندارد» است. امروزه در تجارت جهانی، به شرطی میتوان موفق بود که هر کس بنا به تخصص و مهارتهای خود، اموری را به انجام برساند و مابقی کارهای لازم را به دیگران واگذارد. در یک استارتآپ نیز، توسعه ایده به تخصصهای مختلف، تجهیزات، پشتیبانی، بازاریابی و فروش و ... نیاز دارد؛ فراهم نمودن تمامی آنها در قالب روابط دوستانه چند بنیانگذار اولیه و کمک از فامیل، تا حدی خوشبینانه است.
ب) خوشبینی در برآورد هزینهها: یکی از معضلات اصلی کسبوکارهای نوپا که منجر به شکست آنها میشود، عدم برآورد صحیح هزینهها است. برآورد هزینه، یک مهارت کلیدی است که عموماً در کشورهای درحالتوسعه بهخوبی انجام نمیگیرد و همین عامل، موجب شده است تا زمان و بودجه برنامهریزی شده در بسیاری از مواقع با واقعیت تطابق نداشته باشد. اینجا است که سرمایهگذار میتواند با ورود خود مشکل را حل نموده و همچون یک اهرم قوی برای بهپیش راندن استارتآپ عمل نماید.
ج) توانمندی در عبور از چالشهای مالی مقطعی: ماهیت نوآورانه ایدههای استارتآپی، موجب میشود تا کارآفرینان و بنیانگذاران، با عدم قطعیت و ابهامات فراوانی در مسیر توسعه ایده مواجه شوند. بدیهی است، این چالشها میتواند ضررهای مقطعی به همراه داشته باشد که کاملاً پیش بینی نشده و اتفاقی بر کسبوکار تازه تأسیس تحمیل شود. عدم وجود منابع مالی کافی برای عبور از این بحرانهای مالی مقطعی، نشان دهنده نقش کلیدی سرمایهگذاران در موفقیت نهایی استارتآپها است.
0 کامنت