دانستنی های مهم درمورد جذب سرمایه برای استارتاپ‌ها 1

بسیاری از کارآفرینان و صاحبان استارتاپ ها فکر می‌کنند پس از راه‌اندازی استارتاپ و طی مراحل اولیه، باید به‌سرعت با سرمایه‌گذاران وارد مذاکره شوند و با جذب مبالغ هنگفت، محصول نهایی را توسعه دهند و حتی مقیاس‌پذیری کنند. شایان به ذکر است که، سرمایه، عنصر اصلی هر کسب‌وکار است و سایر تلاش‌ها، اقدامات، انرژی و زمان تیم را تحت‌تأثیر قرار می‌دهد. بااین‌حال، تحقیقات و تجربه‌ی بسیاری از استارتاپ‌های شکست‌خورده نشان می‌دهد که اگر سرمایه بدون برنامه‌ریزی و تجزیه‌وتحلیل و تحقیقات جذب شود، ممکن است فاجعه‌آفرین باشد.
 پیش از اینکه برای ملاقات با سرمایه‌گذاران برنامه‌ریزی کنید، باید به بنیادی‌ترین سؤال مالی کسب‌وکار توجه کنید: «چه استارتاپی و در چه زمانی و به چه میزان سرمایه نیاز دارد؟»
استارتاپ‌ها به لحاظ بازار هدف به دو گروه تقسیم می‌شوند:
۱. استارتاپ‌هایی هستند که ابعاد کوچک تا متوسط دارند. در این نوع از کسب‌وکارها را عموما خود مؤسسان سرمایه‌گذاری می‌کنند و مراحل اولیه تا رشد ابتدایی را بدون کمک خارجی طی می‌کنند؛
۲. شرکت‌هایی هستند که بازارهای بسیار بزرگ را هدف می‌گیرند و طرفین درآمدهای بسیار زیادی دارند. طبیعتاً سرمایه‌گذاران مشهور و باسابقه گروه دوم استارتاپ‌ها را هدف قرار می‌دهند؛ اگرچه حتی جذب مبالغ هنگفت سرمایه نیز تضمین‌کننده‌ی موفقیت استارتاپ نیست. 
واقعیت این است که هیچ کارشناسی نمی‌تواند تئوری یکسانی برای همه‌ی کسب‌وکارها ارائه دهد. چراکه هزینه‌ی اجاره‌ی مکان (دفتر، لابراتوار، کارگاه تولیدی و نظیر آن) در هر شهر متفاوت است و درعین‌حال، هزینه‌ی استخدام متخصصان صنایع مختلف نیز لزوماً یکسان نیست. دراین‌بین، پنج معیار مهم برای تخمین هزینه‌های اولیه وجود دارد:
هزینه‌های اولیه‌ی شرکت‌های همکار: باتوجه‌به نوسانات فعلی ارز و بی‌ثباتی بازار، تخمین هزینه‌‌های شروع فعالیت به‌راحتی ممکن نیست. روشی مناسب برای حل این مشکل، بررسی هزینه‌های راه‌اندازی کسب‌وکارهای مشابه و مشورت با بنیان‌گذاران آن‌‌ها است.
راه‌حل‌های‌ کم‌هزینه‌تر: پس از بررسی هزینه‌های اولیه‌ی شرکت‌های هم‌رده بررسی کنید راهکار کم‌هزینه‌تری برای پیش‌بردن فرایندهای اجرایی وجود دارد یا لزوماً باید از راه‌حل‌های رایج صنعت استفاده کنید. اگر در این مرحله ارزیابی جامعی از بازار داشته باشید، در مراحل بعدی بهتر می‌توانید سرمایه‌گذاران را توجیه کنید.
 هزینه‌های پنهان: در این مرحله، باید همه‌ی هزینه‌های راه‌اندازی، تولید محصول، بازاریابی، مدیریت و نظیر آن را حساب کنید. بازهم ذکر این نکته ضروری است که بسته به نوع کسب‌وکار، با هزینه‌های مختلفی رو‌به‌رو هستید؛ مانند پرداخت حقوق و بیمه، هزینه‌ی اجاره‌ی دفتر، تأمین‌ رایانه‌های قوی یا برون‌سپاری بخش‌هایی از پروژه.
مجموع هزینه‌ها: در آخرین مرحله، باید همه‌ی هزینه‌ها را جمع‌بندی و ارزیابی کنید. در جدولی، میانگین هزینه‌های هر بخش را به‌طور منصفانه تخمین بزنید و وارد کنید. در اینجا نکته‌ی مهم این است که به‌هیچ‌عنوان هزینه‌های پیش‌بینی‌نشده و غیرمنتظره را به‌صورت کلی تخمین نزنید؛ مثلا ۱۰درصد هزینه‌های کل. توصیه می‌کنیم پس از تکمیل این مراحل، بازهم با کارشناس باتجربه‌ی کسب‌وکار مشورت کنید و مطمئن شوید که چیزی را فراموش نکرده‌اید.
پس از اینکه هزینه‌های اولیه‌ی تولید محصول را ارزیابی کردید، هنوز یک قدم دیگر تا جست‌وجوی سرمایه‌گذار مناسب فاصله دارید. با بررسی دقیق شش نشانه‌ی زیر متوجه می‌شوید برای جذب سرمایه آماده هستید یا خیر:
ایده‌ی شما نیازی اساسی را برطرف می‌کند: محصول یا ایده‌ی شما باید طوری طراحی شده باشد که راه‌حلی برای رفع یکی از مشکلات اساسی مشتری‌ها ارائه دهد؛ درغیر این‌صورت، مشتریان برای محصول شما هزینه نمی‌کنند. پس صرف‌نظر از اینکه چقدر به ایده‌ی خود مشتاق هستید، جایگاه دقیق محصول را در بازار هدف ارزیابی کنید.
از کارکرد محصول یا خدمات خود مطمئن هستید: طبیعی است که سرمایه‌گذاران روی ایده‌ی شما سرمایه‌گذاری نمی‌کنند یا در دنیای کسب‌وکار، احتمال چنین اتفاقی بسیار کم است. ایده‌ی شما هرچقدر هم جذاب باشد، اگر به‌خوبی کار نکند، نظر سرمایه‌گذاران را جلب نخواهد کرد. شما در زمانی مشخص باید بتوانید مدرکی معتبر، مانند نمونه‌ی اولیه‌ی محصولی فیزیکی یا نسخه‌ی اولیه‌ی نرم‌افزار یا وبگاه را به سرمایه‌گذاران ارائه کنید.
طرح کسب‌وکار یا بیزینس پلن دارید: می‌دانید که مدل کسب‌وکار بیشتر درباره‌ی جریان درآمدی استارتاپ صحبت می‌کند و طرح کسب‌وکار درباره‌ی نحوه‌ی رسیدن به این جریان توضیح می‌دهد. در طرح کسب‌وکار، ویژگی‌های تیم رهبری و ساختار کسب‌وکار خود را عنوان می‌کنید و شرح می‌دهید برای رسیدن به جریان درآمدی از چه تجهیزات و افراد و روش‌های بازاریابی استفاده می‌کنید. این سند به سرمایه‌گذاران ثابت می‌کند ایده‌ی شما اجراشدنی است.
برنامه‌ی مالی تنظیم کرده‌اید: در مقام کارآفرین، صرف‌نظر از اینکه به سرمایه‌ی کم یا زیادی نیاز دارید، برنامه‌ی مالی استارتاپ و نحوه‌ی خرج‌ سرمایه را باید به سرمایه‌گذار ارائه دهید.
تیم شایسته‌ای برای رسیدن به اهداف خود دارید: پیش از هر اقدام مالی، باید تیم متعهد و متخصصی تشکیل دهید که بتواند کارهای استارتاپ را در کمترین زمان و به بهترین نحو انجام دهد.
برنامه‌ی مشخصی برای خرج سرمایه دارید: باید گزارش کاملی درخصوص موارد استفاده‌ی سرمایه آماده کنید و به سرمایه‌گذار ارائه دهید. سرمایه‌گذاران درصورتی به شما اعتماد می‌کنند که گزارش شما را قانع‌کننده بدانند.
از چه طرقی سرمایه گذار جذب کنیم؟
زمانی‌که مطمئن شدید می‌خواهید برای استارتاپتان سرمایه جذب کنید، باید به‌دنبال سرمایه‌گذاران بالقوه بگردید. در این راه، متوجه می‌شوید پیداکردن سرمایه‌گذاری که چشم‌انداز و ارزش و نیازهای مشترکی با شما داشته باشد، کار سختی است.:
روی متن سخنرانی و سؤال‌های احتمالی تمرکز کنید:
گاهی اوقات، برخورد اولیه و تأثیرگذاری روی سرمایه‌گذار، آینده‌ی کسب‌وکارتان را تغییر می‌دهد. بهتر است متن مناسبی برای معرفی استارتاپ خود آماده کنید و آن را به ذهن بسپارید. خودتان را برای تمام سؤالات احتمالی سرمایه‌گذاران آماده کنید و قاطعانه و با اعتمادبه‌نفس به سؤالات پاسخ دهید.
ارتباط با مشاوران:
مشاوران و همکاران بهترین افرادی هستند که می‌توانند سرمایه‌گذار مناسبی به شما معرفی کنند. تحقیقات نشان می‌دهد اگر باواسطه به سرمایه‌گذار معرفی شوید، بخت همکاری‌تان چندبرابر می‌شود.
در رویدادهای مرتبط کسب‌وکار شرکت کنید:
شرکت‌کردن در رویدادها نه‌تنها اعتبار کسب‌وکار شما را افزایش می‌دهد؛ بلکه بخت دیده‌شدن به‌وسیله‌ی سرمایه‌گذار را نیز افزایش می‌دهد. به‌علاوه در این رویدادها، با سایر رقبای خود و همچنین نیروی کار مستعد نیز آشنا می‌شوید.
جلب رضایت مشتری:
برای راضی نگه‌داشتن مشتریان، کیفیت خدمات خود را باید ثابت کنید و این همان چیزی است که سرمایه‌گذاران به‌دنبال آن هستند. به‌علاوه، ممکن است خود مشتریان نیز به کسب‌وکارتان علاقه‌مند شوند و همکاری گسترده‌تری را با شما آغاز کنند.
سهم سود مناسبی از درآمد را به سرمایه‌گذاران پیشنهاد دهید:
درباره‌ی سهم سود سرمایه‌گذار منطقی عمل کنید. البته، منظور این نیست با پیشنهاد نرخ بیشتر سرمایه‌گذاران را وسوسه کنید. این اقدام درنهایت به ضررتان تمام می‌شود. معمولاً اولین دور سرمایه‌گذاری باید با پیشنهاد ۲۰ تا ۳۰درصدی سود سهام برای بازگشت نرخ سرمایه همراه باشد.
رابطه‌ی مستمر و مثبت با سرمایه‌گذار:
پس از جذب سرمایه، نباید رابطه‌ی خود را با سرمایه‌گذار قطع کنید. سرمایه‌گذاران همیشه می‌خواهند از پیشرفت امور آگاه شوند. کاهش ارتباط با سرمایه‌گذاران نه‌تنها ادامه‌ی همکاری متقابل را تحت‌تأثیر قرار می‌دهد؛ بلکه به اعتبار کسب‌وکارتان خدشه وارد می‌کند.
بررسی سوابق سرمایه‌گذار:
این موضوع را هیچ‌وقت فراموش نکنید. پیش از آنکه با سرمایه‌گذار وارد مذاکره شوید، درباره‌ی سرمایه‌گذاری‌های قبلی او، سطوح سرمایه‌گذاری، نرخ سود موردانتظار و افق سرمایه‌گذاری، یعنی بازه زمانی بازگشت سرمایه‌ی موردانتظارش به‌خوبی تحقیق کنید. افزون‌براین، خودتان را برای پاسخ به سؤالاتی ازاین‌دست آماده کنید: مشتریان شما چه کسانی هستند؟ در چه بازارهایی درحال‌توسعه هستید؟ هزینه‌هایتان چگونه هستند؟ نوع جریان درآمدیتان چیست؟ پیش‌بینی شما درباره‌ی پنج سال آینده‌ی این کسب‌وکار چیست؟
همچنین، درعین‌حال تمرکز خود را روی دو نکته‌ی دیگر نیز حفظ کنید:
۱. سازگاری: اگر می‌خواهید از همکاری با سرمایه‌گذار، به نتایج مطلوبی برسید، باید از سازگاری و همسوبودن ارزش‌های او با استارتاپ خود مطمئن شوید. ضروری است که اطلاعات لازم را دراختیار سرمایه‌گذاران قرار دهید؛ حتی اگر این اطلاعات حاکی از ضعف‌های کسب‌وکار شما باشند؛
۲. برنامه‌ریزی برای رشد طولانی‌مدت: زمانی‌که با سرمایه‌گذار به‌توافق می‌رسید، تعهدات متقابلی بین شما شکل می‌گیرد. همان‌طورکه شما می‌خواهید از تأمین مالی استارتاپ مطمئن شوید، سرمایه‌گذار هم می‌خواهد رشد خدمات یا محصولات را ببیند. دراین‌بین، نباید محدودیت زمان را فراموش کنید؛ چراکه زمان یکی از منابع مهم شما است. مراقب باشید سرعت حرکت خود را متناسب با برنامه‌ریزی بلندمدت توافق‌شده با سرمایه‌گذار حفظ کنید
 
  • 471
  • 0
شاید از این نوشته‌ها هم خوشتان بیاید

0 کامنت

برای نمایش دیگر محتوای بلاگ بر روی لینک زیر کلیک کنید

کلیک کنید

من به دنبال سرمایه گذار هستم

پیدا کن