یک جوانه تازه به مراقبتهای زیادی برای رشد نیاز دارد. مهمترین مرحله در رشد یک درخت یا یک گیاه، مراحل اولیه رشد آن است و اگر از این مرحله به سلامتی عبور کنند، توانایی و تحمل آن در برابر شرایط مختلف افزایش مییابد. بنابراین، در مورد استارت آپ ها نیز با موارد مشابهی مواجه هستیم که هر کدام از آنها میتوانند روند موفقیت این نهال جوان را تحت تأثیر قرار دهند:
1. بنیانگذاران
رهبر یک تیم میتواند در فرصتهای مختلف به آنها کمک کند و شرایط را برای موفقیت آنها به وجود بیاورد. یک لیدر یا سرپرست تصمیمات مهمی را اتخاذ میکند، دیدگاه دیگران را مورد بررسی قرار میدهد و شرایطی را به وجود میآورد که گروه به سمت یک هدف خاص حرکت کند. یک سرپرست بیکفایت ممکن است روند تصمیمگیری در یک گروه را به خطر بیاندازد و حتی روحیه تیمی گروه را از بین ببرد. مفهوم استارت آپ به معنی جمع شدن یک گروه در کنار یکدیگر و تبعیت آنها از خرد جمعی است. پس انتخاب یک رهبر یا سرپرست مناسب میتواند به تصمیمگیریهای مؤثر برای اطمینان از رشد و راه اندازی کسبوکار موفق کمک کند.
2. تیم
هیچ وقت فراموش نکنید که استارت آپ در معنی پنهان خود به عنوان تیمی معنی میشود که به دنبال یک رؤیا هستند. همانند یک تیم فوتبال، تمامی اعضای یک گروه به سمت یک هدف حرکت میکنند و هر چه هماهنگی و همسانی این اعضا با یکدیگر بیشتر باشد، موفقیت آنها تضمین شده است. احتمال خطا و اشتباه توسط همه افراد جامعه وجود دارد، اما اگر اعضای یک تیم بتوانند پشتیبانی لازم را از یکدیگر داشته باشند و تیم را در چالشهای مختلف همراهی کنند، طی کردن مسیر موفقیت برای آنها سخت نخواهد بود.
ریسک موفقیت در استارتاپها ۱۰ به ۹۰ است و شما تا زمانی که ۹ بار شکست نخورده باشید به یک موفقیت مطلوب نمی رسید. بنابراین با در نظر داشتن اینکه شکست، سکوی پرش یک خالق استارتاپ است، باید وارد این عرصه شد. چراکه استارتاپ شبیه یک مسابقه است که قهرمانانش مسیر طولانی را برای رسیدن به عناوین جهانی طی کرده اند.
بنابراین برای اجرای یک طرح استارتاپی باید تیمی حرفه ای داشته باشید، زیرا یک فرد به تنهایی نمی تواند برنامه نویسی، حسابداری، بازاریابی، جذب سرمایه و مدیریت کند.
داشتن یک یا چند شریک با سهام ۵۰-۵۰ و گردآوری تیمی از برنامه نویسان، بازاریابی ، پشتیبانی، حقوقی، اجرایی و رسانه ای مهمترین موضوعیست که باید در یک استارتاپ مد نظر داشت. در این مرحله است که می توان با شناخت و بررسی بازار یک طرح را انتخاب و اجرا کرد.
3. استراتژی رشد
چه کسی می گوید رشد سریع بی ثبات است؟ مهم تر این که، رشد سریع استارت آپ برای چه کسی اهمیت دارد؟ رشد سریع چیزی است که کارآفرینان مشتاق آن هستند، سرمایه گذاران به آن نیاز دارند و بازارها طالب آن هستند. رشد سریع نشانه ایده عالی در یک بازار داغ است. بنیان گذاران استارت آپ تعطیل شده ونت فول (Wantful)، اعتراف کردند برای تضمین سرمایه خود در مراحل بعدی جذب سرمایه، به اندازه کافی و به سرعت رشد نکرده اند.
آنها در زمانی که شرکت به اندازه کافی رشد نکرده بود نیازمند بودجه بودند، در حالی که واجد شرایط دریافت بودجه بیشتر نبودند، و این آغازِ پایان استارت آپ آنها بود.
یک استارت آپ نباید پس از چندین ماه فعالیت با نرخ رشد تک رقمی و کم خود را فریب دهد. اگر پس از یک دوره زمانی مشخص، رشد اتفاق نیفتد، پس از آن نیز هیچ رشدی اتفاق نمی افتد و طبعا استارت آپی که در حال رشد نیست کوچک می شود.
دومین دلیل عمده شکست استارت آپ ها، اتمام موجودی یا منابع مالی آنها است. چرا؟ پول نقد آنها تمام شد. به این دلیل که آنها سریع و به اندازه کافی رشد نکردند. اگر استارت آپ شما بتواند به سرعت رشد کند، می توانید به شکل موثری برخی از بزرگ ترین قاتلان استارت آپ ها مانند: از دست دادن و کاهش مشتریان و پرسنل، باختن به رقبا و نیز کاهش اشتیاق را شکست دهید. رشد سریع در ابتدا، نشانه مطمئنی از کسب موفقیت ها در آینده است.
در مراحل راه اندازی استارت آپ به این نکته اشاره کردیم که داشتن نقشه راه بسیار حیاتی است و نقش تعیینکنندهای در موفقیت تیم ایفا میکند. سرعت بخشیدن به روند کار در برخی مراحل و کاهش سرعت آن در چالشها به عنوان یک استراتژی حرکتی در نظر گرفته میشود و باعث میشود که کلیه اعضای تیم از آن پیروی کنند. به خاطر داشته باشید که در روند رشد یک کسبوکار، هیچ وقت رشد بیش از حد سریع یا بیش از حد کند وجود ندارد و این اعضای تیم هستند که با توجه به نقشه راه، به مسیر حرکتی آن و موفقیت آن کمک میکند.
4. محصول استارت آپ
نشریه فورچیون (Fortune)، در گزارشی به دلایل اصلی شکست استارت آپ ها پرداخت: «آنها محصولاتی تولید می کنند که هیچ کس نیاز ندارد.» در بررسی دقیق انجام شده روی استارت آپ های شکست خورده مشخص شد ۴۲ درصد آنها عدم نیاز بازار به محصول شان را دلیل اصلی شکست خود می دانند. اگر قصد دارید وقت خود را صرف ساخت یک محصول کنید بهتر است قبل از آن بررسی کنید و ببینید آیا محصول شما مورد نیاز بازار است؟ سپس وقت خود را برای آن صرف کنید.
ممکن است به عنوان یک ایدهپرداز به سراغ محصولی بزرگ و جذاب بروید که همیشه آرزوی رسیدن و تولید آن را داشتهاید، اما این بدان معنی نیست که دیگران آن را دوست داشته باشند و با استقبال جامعه مواجه شود. گاهی ممکن است شما در تخصص خود به این نتیجه برسید که تولید یک محصول میتواند به جامعه کمک کند، اما اگر این محصول از طرف افراد جامعه پذیرفته نشود، باید خود را برای شکست آماده کنید. به همین دلیل است که پس از ایده پردازی، باید به مطالعه جامعه و تعیین نقشه راه بپردازید تا ببینید که عکس العمل جامعه نسبت به این محصول چیست و آیا استقبال از آن برای موفقیت کسبوکار شما مناسب است یا خیر.
5. بازاریابی و مارکتینگ
آخرین عنوانی که در بحث مفهوم استارت آپ به آن اشاره کردیم، بازاریابی و مارکتینگ است که به نوعی وظیفه شناساندن و رساندن محصول و خدمات شما به مشتریان را برعهده دارد. این حقیقت را به خاطر داشته باشید که محصولی با نام تجاری ناشناخته، کمتر مورد توجه قرار میگیرد و برای مشتریان هیجانانگیز نیست. خود شما به عنوان یک خریدار در فروشگاه به دنبال برندهای شناخته شده میروید یا از محصولات معمولی استفاده میکنید؟ پس این حق را به ما بدهید که بازاریابی و مارکتینگ را در بحث راه اندازی استارت آپ مهم بدانیم و به شما نیز توصیه میکنیم که تمامی تلاش خود را به کار ببرید تا با موفقیت از این مرحله عبور کنید.
بعد از اینکه جنس اولیه استارتاپ آماده شد، مرحله برندسازی آغاز می شود. موفقیت یک استارتاپ در خدمات دهی مناسب است. جایی که شما باید بهترین خدمات را برای تایید از سوی مردم ارائه دهید. مراحل این بخش از “جلب توجه” با تبلیغات گسترده محیطی، بهره گیری از سلبریتی ها، استفاده از فضای مجازی و بازاریابی نفر به نفر آغاز می شود و پس از آن با “ترغیب ” ، “ایجاد اشتیاق” و “عمل” ادامه پیدا می کند. در صورتی که یک استارتاپ بتواند همه این مراحل را با موفقیت طی کند، قطعا به سرعت تبدیل به یک شرکت جا افتاده خواهد شد و جای خود را در جامعه باز می کند.
در این میان نقش رسانه ها در فرهنگسازی و امید بخشی به جامعه بسیار پررنگ است. این رسانه ها هستند که با آگاهی رسانی به جامعه می توانند تعریف درستی از این کسب و کار نو را ارائه کنند تا آدمهای با انگیزه و خلاق که به دنبال پیشرفت هستند، راهشان را پیدا کنند. اگرچه استارتاپ ها سرمایه اندکی برای شروع نیاز دارند تا به رشد تصاعدی و اشتغالزایی بالا برسند، اما لازمه تحقق این کسب و کار، آگاهی بخشی است. این در حالیست که هر سال هزاران دانش آموخته وارد بازار کار می شوند و دولت برای ایجاد هر شغل نیاز به سرمایه ۴۰ تا ۱۵۰ میلیون تومانی دارد و تنها، ملحق شدن به دنیای دیجیتال پاسخگوی جمعیت میلیونی افراد بیکار است.
6. جذب سرمایه گذار
تقریبا هیچکدام از استارتاپ های موفق با سرمایه و پول خودشان طرح را اجرا نکرده اند. اغلب از یک خانه، پارکینگ یا اتاق کوچکی شروع کرده اند و در زمان کوتاهی به درآمدهای بالا رسیده اند. جنگ اصلی استارتاپها جاییست که سرمایه را در هر مرحله باید به تناسب توسعه کار افزایش دهند. این در حالیست که روند پیدا کردن بازار زمانبر است و دقیقا در همین نقطه، سرعت مهمترین نقش را دارد. شما اگر سریعتر بتوانید جنس را کامل کنید، موفق تر هستید، زیرا می توانید از رقیب هایتان جلو بزنید و نیاز به سرمایه کمتری برای عبور از دره مرگ دارید.
جذب سرمایه اولیه برای یک استارتاپ از آن رو دشوار است که شما یک جنس آماده برای فروش ندارید و تنها با طرحی که روی یک کاغذ نوشته شده، باید سرمایه گذار را مجاب به پرداخت پول کنید. گرچه بی رقیب بودن شرکت های استارتاپی در ایران یک امتیاز محسوب می شود، اما ایراداتی هم دارد و آن اینست که هیچ شناختی نسبت به روال کار این کسب و کار نوپا وجود ندارد و حتی اطلاعات شرکت های شتابدهنده محدودی که در این حوزه سرمایه گذاری می کنند نیز زیاد نیست. از طرفی تا به حال نمونه واقعی ورود یک استارتاپ به بورس را در ایران نداشته ایم و سرمایه گذار هر چند روی کاغذ شاهد بالا رفتن قیمت سهام خود است، اما هیچ خروجی واقعی نمی بیند.
0 کامنت