در طول دههی گذشته، بازار سهام در حال رونق، رشد اشتغال ثابت و احساس مصرفکننده نسبتا مثبت بوده است. طی این زمان، یک اتفاق دیگر نیز افتاده؛ کارآفرینی به یک مد و روند واقعا زودگذر تبدیل شده است.
ظهور فناوریهای تلفن همراه، محاسبات ابری، رسانههای اجتماعی، تجارت الکترونیک، عرضهی بدون انبار (دراپ شیپینگ) و بسیاری از دیگر صنایع جدید در طول سالهای گذشته، این باور را تقویت کرده که راهاندازی کسبوکار آسان است و هر کسی از عهدهی آن برمیآید.
دقایقی را در پلتفرمهای اجتماعی مانند اینستاگرام صرف کنید تا از اینکه چطور بسیاری از افراد برچسبهایی مانند کارآفرین، بنیانگذار یا مالک را در شرح پروفایل خود آوردهاند، متعجب شوید. چنین به نظر میرسد که هر فردی بدون داشتن پیشینه یا تجربهی مرتبط، در حال فروش محصولات یا خدمات متنوع است.
این اتفاق قابل درک است. هرگز به سرانجام رساندن یک ایده تا این حد آسان نبوده است. در بسیاری از صنایع و مناطق جغرافیایی، هم دسترسی به مقادیر فراوان سرمایه فراهم است و هم پلتفرم توزیع عملا آزاد است.
آنچه که قابل درک نیست، این است که آیا مردم میدانند در حال ایجاد کسبوکارهای واقعی پایدار هستند یا اینکه این کار فقط برای سرگرمی انجام میشود. هر دو حالت خوب است، اما معنایی که در پشت این عناوین قرار دارد، اهمیت دارد.
افرادی هستند که تعداد زیادی کسبوکار، پروژه یا ابتکاراتی را راهاندازی کردهاند که پولساز بوده است، اما در استفاده از برچسب «کارآفرین» برای خودشان مردد بودهاند. این ممکن است به این دلیل باشد که بهکار بردن این عنوان را بیش از حد خودخواهانه میبینند.
درواقع شما باید زمان زیادی را صرف کسب دانش، مهارت یا تخصص در یک زمینهی خاص کنید و پس از آن ضمن ریسککردن تلاش کنید تا این درسها را به کسبوکاری جدید تبدیل کنید. امروزه مردم ظرف یک روز، ایده خود را به یک شرکت تبدیل میکنند.
هنگامیکه بازارهای جهانی یک سقوط معنادار را دنبال کنند، سرمایهگذاریهای تجاری نیز بهدنبال آن دچار رکود خواهد شد. سپس هزینههای مصرفکننده کاهش خواهد یافت. این امر باعث میشود افراد درآمد اضافهی کمتری برای صرفکردن در محصولات و خدمات غیرضروری داشته باشند.
وقتی محیط اقتصادی نیاز به درخشش ویژگیهای کارآفرینی سنتی دارد، پیشبینی میشود که بسیاری از کارآفرینان خودخواندهی امروز پا پس خواهند کشید. افزایش سرمایه، پیدا کردن استعدادهای برتر، ایجاد کانالهای توزیع و بازاریابی بسیار دشوار و ترسناک خواهد شد.
وظایف دولت ها در قبال کارآفرینان
با وجود تمامی مزایای کارآفرینی برای اقتصاد کشورها، هنوز هم کم نیست تعداد دولت هایی که از کارآفرینی حمایت نمی کنند. این بسیار مهم است که دولت ها باور داشته باشند، کارآفرینی جزو ارکان اصلی رشد اقتصادی محسوب می شود. از سوی دیگر برخلاف نظر بسیاری از افراد، وظایف دولت ها در قبال کارآفرینان تنها به ارائه خدمات و مشوق های مالیاتی محدود نمی شود. بلکه دولت ها خود، می توانند در نقش الگودهنده و جریان ساز عمل کنند.
دولت هایی که در خصوص برخی صنایع یا حوزه های مشخص حساسیت بیشتری دارند، می توانند با ارائه مشاوره ها و راهنمایی های موثر، کارآفرینان را به سمتی متفاوت سوق دهند. سمت و سویی که نه تنها ایجاد اشتغال می کند، بلکه صنایع داخلی را ارتقا می بخشد. بسیاری از کارآفرینان در ابتدای مسیر خود به دنبال ایده های نوین می گردند. بنابراین ارائه راهکارهای آموزشی و راهنمایی های دولتی می تواند در حل این مشکل بسیار مفید واقع شود.
نکته دوم و مهم تر اینکه؛ کارآفرینان جوان می توانند بدون آنکه به شکل کامل به دولت ها وابستگی داشته باشند، از مزایای حضور در جلسات و کارگاه های دولتی استفاده کنند. درواقع دولت ها می توانند کارآفرینان جوان را با ضوابط، مقررات و محدودیت های تجاری اقتصادی موجود آشنا کنند تا آنان با دیدی شفاف و ذهنی باز به سراغ ایده های خود بروند و حتی ایده های خود را بازبینی کنند.
به عنوان نکته پایانی نمی توان از نقش حمایتی دولت از کارآفرینان بخش خصوصی بدون اشاره به حمایت های گمرکی و سوپاپ های تسهیل گر در واردات و صادرات گذشت. کشتی بسیاری از کارآفرینان تولید کننده در شرایطی به گرداب های مالی گرفتار می شود که امکان ترخیص مواد اولیه یا خروج کالاهای تولیدی شان از مرزها میسر نیست و یا تحت فشار قوانین گمرکی قرار گرفته است.
اگرچه قوانین استاندارد گمرکی می توانند حامی تولید کننده های داخلی باشند، اما به روز نبودن برخی قوانین و عدم همگامی با قوانین روز دنیا باعث می شود مبادلات برون مرزی با مشکلاتی پر شمار مواجه شوند.
0 کامنت