۱- ایده استارتاپی
ایده یک استارتاپ می تواند به قدری جذاب باشد که در همان ارائه اولیه (به شرطی که به درستی ارائه شود)
سرمایه گذار را مجاب به سرمایه گذاری کند. این ایده باید در زمان و مکان مناسب به گوش آن سرمایه گذار مناسب بخورد تا شما این شانس را داشته باشید که با سختگیری بسیار کمتری نسبت به سایر مسائل، سرمایه موردنظر خود را جذب کنید.
۲- رشد سریع
از آنجا که سرمایه گذاران به دنبال راه هایی هستند که بازدهی سریعی برای آن ها داشته باشد، رشد سریع یک کسب و کار نوپا می تواند فرصت مناسبی برای سرمایه گذاری در اختیار آن ها قرار دهد.
۳- زودبازدهی
بازدهی استارتاپها نسبت به کسبوکارهای دیگر و هم سطحشان زودتر محقق میشود. یکی از شرایط و معیارهای مهم در سرمایهگذاری، بازدهی کسبوکار یا شرکتی است که در آن
سرمایهگذاری میشود. بازدهی سریع و قابل مشاهده استارتاپها یکی از بهترین انگیزهها برای سرمایهگذاران برای تأمین مالی و مشارکت در این کسبوکارها است.
۴- سهم بازار و گسترش مشتریان
کسب سهم از بازار و توسعه آن، یکی از ابتداییترین حروف الفبای تجارت است. بدون جذب بازار هیچ کسبوکار تجاری نمیتواند پابرجا بماند. جذب و گسترش مشتریان یکی از عوامل توسعه سهم بازار است. خیلی از کسبوکارها و مراکز اقتصادی در دنیا و کشورمان برای گسترش مشتریان و توسعه سهم بازار اقدام به سرمایهگذاری در استارتاپهای همسو یا پرمخاطب میکنند. بهترین مقصد برای رسیدن به این هدف میتواند سرمایهگذاری در استارتاپهای مرتبط با نشر یا تولید محتوا، فروشگاهیها، تاکسیهای اینترنتی و اپلیکیشنهای با مخاطب عمومی باشد.
۵- کارآفرینی
نحوه شکل گیری استارتاپ ها بر پایه شروع با کمترین هزینه است. برای همین است که یک استارتاپ از یک MVP شکل می گیرد و این یعنی کمترین ریسک و هزینه و زمان برای شروع.
از طرفی ارزش های پیشنهادی که استارتاپ ها به جامعه اضافه می کنند، در بسیاری از موارد از کمپانی های بزرگ باارزش تر است. پس فرصت مناسبی برای سرمایه گذاران وجود دارد تا سرمایه خود را در جایی که ارزش بیشتری دارد، سرمایه گذاری کنند.
مهم ترین نکاتی که با توجه به آن می توانید توجه سرمایه گذار را به ایده خود جلب کنید:
اگر می خواهید برای سرمایه گذار ایمیل بفرستید برای او داستان تعریف نکنید. سرمایه گذاران معمولا زمان آزاد بسیار کمی دارند و باید ایده اصلی کسب و کار خود را در همان ابتدا و به زبان بسیار ساده برای آن ها توضیح دهید. پس سعی کنید در متن کوتاهی که می نویسید به این سه سوال پاسخ دهید:
۱- به طور کلی چه می کنید و را فکر می کنید این کار مهم است؟
۲-اندازه بازار بالقوه شما چقدر است؟
۳- هرچیز دیگری که می خواهید در مورد آن بگویید مثل تیم، اختراع یا پژوهشی که انجام داده اید، پروتوتایپی که ثابت شده است به خوبی کار می کند و غیره.
فقط یادتان باشد هرکاری که می کنید، عاشق ایده تان نباشید و به آن ها نگویید که ایده شما به یک یونیکورن تبدیل خواهد شد. فقط اعداد و ارقامی که از شما از بازار کلی در دسترس (TAM) خواسته شده را ارائه دهید و بگذارید این اعداد کار خود را انجام دهند.
زندگی عادلانه نیست و ممکن است علیرغم تلاشتان، از صدها نفر نه بشنوید. ولی چیزی که مهم است این است که به دنبال آن بروید. چون اگر به سراغ هیچ سرمایه گذاری نروید، هیچ سرمایه گذاری نیز بر روی ایده شما سرمایه گذاری نخواهد کرد.
در این مقاله ۱۰ اشتباه متداولی که باید از آن ها به هنگام ارائه به سرمایه گذاران اجتناب کنید را بیان می کنیم.
۱- عدم فهم درست از نحوه عملکرد مؤسسات سرمایه گذاری ریسک پذیر (Venture capitals)
قبل از جلسه با سرمایه گذاران، درک روشنی از نحوهی عملکرد مؤسسات سرمایه گذاری پیدا کنید. این مؤسسات با سرمایه گذاری در استارتاپ شما، صاحب بخشی از سهام آن می شوند و بعد از مدت زمانی که کسب و کارتان توسط کمپانی های دیگر خریداری شد، سهام این مؤسسات از استارتاپ که به دلیل سرمایه گذاری در آن به آنها تعلق گرفته است و در طی این مدت رشد کرده است به آنها باز خواهد گشت.
این تصور که مؤسسه سرمایه گذار به شما پول قرض می دهد و پس از مدت زمانی مشخص اصل پول با سود آن را پس می گیرد، تصور غلطی است.
۲- به دنبال سرمایه گذار مناسب باشید
قبل از دیدار با سرمایه گذار، دربارهی حوزه هایی که مؤسسه سرمایه گذاری در آنها اقدام به سرمایه گذاری می کند تحقیق کنید. از این موضوع که سرمایه گذار در حوزه ای که کسب و کار شما در آن فعالیت می کند و اینکه حداکثر میزان سرمایه گذاری وی به اندازه نیاز شما است اطمینان حاصل کنید.
۳- ارائه قبل از پختگی کامل ایده
اگر ایدهی شما هنوز به تحقیقات و کار بیشتری احتیاج داشته باشد مانند ایدههای صنعتی که به کارهای آزمایشگاهی و محاسباتی نیاز دارند، هنوز زمان ارائهی ایدهی شما برای سرمایه گذار فرا نرسیده است. مؤسسات سرمایهگذاری ریسکپذیر روی پروژههای تحقیقاتی هزینه نمی کنند. هم چنین این گونه ایدهها بر روی کاغذ نمود کافی ندارند و باید در غالب یک محصول که برای مشتری جذابیت دارد درآورده شود.
۴- عدم پذیرش دخیل کردن سایر سرمایهگذاران در تصمیم گیریهای کلیدی
سرمایهگذاران به شدت از صاحبان ایدههایی که توصیه ناپذیر بوده و هیچگونه انعطافی در کار گروهی از خود نشان نمیدهند هراسانند. در نقطهی مقابل از افرادی که علاوه بر داشتن ایدههای خوب حاضر هستند در تصمیمگیریها و ادارهی استارتآپ دیگران را نیز سهیم کنند استقبال می کنند.
۵- نداشتن اطلاعات کافی از مشتریان
چقدر برای شناخت مشتریان محصول و یا خدمتتان و نیاز واقعی آنها مطالعه و تحقیق کرده اید؟ آیا می دانید مشتریان نیازهای خود را به چه صورت بروز می دهند؟ آیا مشتریان برای رفع نیاز خود به راهحل شما اعتماد خواهند کرد؟ و در آخر اینکه آیا می دانید مشتریان از چه راههایی به سمت شما جذب میشوند؟
سؤالات بالا سؤالات بسیار اساسیای هستند که به پاسخهایی روشن و مستند نیاز دارند.
۶- نادیده گرفتن رقبا
هیچ وقت این جمله ” ما هیچ رقیبی نداریم” را بر زبان نیاورید زیرا نشاندهنده درک نادرست شما از بازار و دنیای کسبوکار است. به جای این باید نشان دهید که ایده و راهحل شما در مقایسه با سایر رقبا بهتر یا سریعتر یا ارزانتر یا جذابتر است. پس هیچوقت این اشتباه را نکنید زیرا حتی پیشروترین و جدیدترین کسبوکارها از نظر فناوری هم برای خود رقبایی دارند.
۷- عدم موفقیت در نشان دادن ارزشی که برای مشتریان خلق می کنیم
آیا کسبوکار ما نیازهای اساسی و بسیار مهمی که مشتریان به طور روزمره با آن مواجهند را برطرف می کند یا درصدد رفع نیازهای آنی و کوچک آنان است.اغلب سرمایهگذاران ریسک پذیر در کسبوکارهای نوع اول سرمایهگذاری میکنند.
۸- نداشتن مدل کسبوکار
آیا نقشه راه معینی برای اینکه کسبوکارشما سودآور باشد دارید؟ کارآفرینان زیادی به خصوص در حوزهی فناوری اطلاعات هستند که وقتی از آنها پرسیده شود چه نقشهای برای کسب درآمد از این کسبوکار دارید، پاسخ میدهند از طریق فروش آن به کمپانیهای بزرگ مثل گوگل یا فیسبوک. لازم است بدانید که این یک مدل کسبوکار نیست بلکه یک راهبرد برای خارج شدن و رها شدن از آن کسبوکار است و احتمالا یک راهحل تقریبا دست نیافتنی است، زیرا اگر در وهلهی اول به نحوهی درآمدزایی کسبوکار فکرنکنید در آینده نیز برای دیگران هیچ جذابیتی که منجر به سرمایه گذاری یا خرید استارتاپ شما بشود، وجود نخواهد داشت.
۹- نداشتن یک استراتژی مشخص برای ورود به بازار
بیان این جمله ” اگر این ایده شروع به کار کند مشتریان خودشان به سوی ما سرازیر می شوند” حکایت از سادهانگاری گوینده این جمله دارد. اما به این جمله که نشاندهنده نگرش منطقی یک کارآفرین است توجه کنید: ” ما اگر بتوانیم یک درصد از سهم بازار را کسب کنیم به نظر می رسد که این کسب و کار موفق بوده است.” سرمایهگذاران یک استراتژی ورود به بازار دست یافتنی و همچنین یک نقشهی راه عملیاتی شامل معرفی کامل و با جزئیات محصول، راهکارهای ارتقاء آن و جغرافیایی که قرار است محصولات در آن عرضه شود را از کارآفرینان انتظار دارند.
۱۰- ارائهی پیشبینیهای درآمدی و مسائل مالی به شکلی که نامعتبر می نمایند
آیا پیشبینیهای شما دربارهی درآمدهایی که در سالهای آینده کسب خواهید نمود واقع بینانه است؟ برای اینکه پیشبینی هایتان واقعی و منطقی باشند باید موارد زیر را مورد توجه قرار دهید:
– در سال چهارم یا پنجم، کسبوکار ما چه درصدی از سهم بازار را در تصاحب خود خواهد داشت؟
– آیا رقبا و جایگاه آنان در پیشبینیهای ما مدنظر قرار گرفته اند؟
– آیا پیشبینی ما از سود سالانه و هزینههای جاری کسبوکار واقعبینانه است؟
– چه مقدار باید برای بخشهای تحقیق و توسعه، بازاریابی و فروش هزینه کرد؟
– سود ناخالص وسود عملیاتی ما چند درصد خواهد بود؟
0 کامنت