اولین تفاوت کسب وکار سنتی با استارت آپ:
رشد و مقیاسپذیری
اولین و اصلیترین تمایز استارتآپها با کسبوکارها در میزان رشدشان است. استارتآپها معمولا کسبوکارهایی هستند که با تکنولوژی سر وکار دارند و بنابراین اغلب هیچ محدودیت زمانی، مکانی و جغرافیایی برای آنها وجود ندارد. در واقع استارتآپها قادر هستند در یک لحظه به صدها نفر در جایجای دنیا خدمات ارائه کنند.
درست به همین دلیل است که هر شرکت تازه تاسیسی را نمیتوان استارتآپ نامید؛ به عنوان مثال یک آرایشگاه تازه تاسیس یا یک شرکت تولیدکننده مسواک (حتی اگر یک محصول نوآورانه ساخته باشد)، نمیتوانند استارتآپ باشند چون هر دو این بنگاههای تجاری در لحظه تنها قادرند به تعداد نفرات محدودی ارایه خدمت نمایند، اما یک موتور جستجو از آن جهت استارتآپ است که به طور همزمان میتواند نیاز هزاران نفر را برآورده کرده و رشد آن نیز به صورت نمایی اتفاق میافتد.
دومین تفاوت کسب وکار سنتی با استارت آپ:
دریافت سرمایه
یک کسبوکار معمولی در مراحل اولیهی شکلگیری خود به دنبال درآمد ثابت و مکفی است. بنابراین هیچ نیازی به دریافت سرمایه و رشد کسبوکار خود ندارد. اما یک استارتآپ برای سریعتر کردن روند رشد نیازمند بودجهی بسیار زیادتری است. استارتآپها معمولا با ریسک شروع میکند، چون میخواهد روندهای قبلی را در هم شکند و یک ایدهی جدید را پیادهسازی کند، این نیز دلیل دیگری برای دریافت سرمایه توسط آنهاست.
رایجترین روشهای دریافت سرمایه که این روزها بیشتر استارتآپها از آنها استفاده میکنند، شتابدهندهها هستند. بسیاری از شتابدهندهها علاوه بر سرمایهگذاری، خدمات منتورینگ و فضای کاری نیز ارائه میکنند که باعث شده است همهی کسبوکارها یه سمت آنها روی بیاورند
سومین تفاوت کسب وکار سنتی با استارت آپ:
ایدهپردازی
در نهایت، سومین تفاوت بین استارتآپها و کسبوکارها در هویت ساخت آنها است. کسبوکارها اغلب ایدههای سنتی دارند، مثل آرایشگاهها، رستورانها، آژانسهای بازاریابی و بسیاری از کسبوکارهای مشابه دیگر که ایدهی خاصی پشت آنها وجود ندارد.
اما استارتآپها ایدههای منحصربهفرد دارند، یعنی تا چند سال پیش هیچ اثری از آنها نبود. آنها اغلب شدیدا ریسکپذیر هستند و احتمال اینکه موفق نشوند هم زیاد است. با این حال، رشد بسیار زیاد آنها هر کسی را مجاب میکند که به یک ایدهی متفاوت و سودآور فکر کند.
از دیگر تفاوت های استارت آپ ها با کسبوکارهای سنتی می توان به موارد زیر اشاره کرد:
-استارت آپ ها به صورت مرحلهای رشد میکنند.
بهتر است استارت آپ را به مانند یک پیاز در نظر بگیریم که مراحل رشد خود را به صورت مرحله به مرحله طی کرده و به بلوغ میرسد. این در حالی است که در کسبوکار سنتی معمولاً سرمایه یک کار جدید تأمین میشود و بلافاصله مراحل فروش آن نیز آغاز میشود. به عنوان مثال، اگر شما یک کفش جدید را تولید کنید، برای آن بازاریابی انجام دهید، مشتریان خود را توسعه دهید و به کسبوکار خود رونق ببخشید، شما مفهوم استارت آپ را به شکلی دقیق اجرا کردهاید. اما اگر یک مغازه اجاره کنید و کفش مربوط به برندهای مختلف را در آن قرار دهید و بفروشید، از یک سبک سنتی استفاده کردهاید.
-استارت آپ ها بر اساس مبانی علمی توسعه مییابند
نکته مهمی که درمورد استارت آپها وجود دارد این است که پیشرفت آنها بر مبنای اصول علمی انجام میگیرد و حتی تبلیغات و فروش آنها نیز با توجه به مبانی علمی روز دنیا صورت میگیرد. پس وقتی هدف شما راه اندازی یک استارت آپ است، باید یک دانش جدید را فرا بگیرید و به مرور زمان آن را توسعه دهید. این در حالی است که در کسبوکار سنتی، میتوانید تمامی مراحل کار را از پدر یا از استاد خود یاد بگیرید و بلافاصله وارد بازار کار شوید.
شایان به ذکر است که، کسبوکارهای سنتی از همان ابتدا درآمدزا هستند، چون تجربه کافی را در جلب اولین مشتریان به دست میآورند. از سوی دیگر، بنیانگذاران استارتآپها در ابتدا روی رشد کسبوکار تمرکز میکنند و میخواهند تا حد امکان مشتریان بیشتری را جذب کنند، به همین دلیل، محصولات جدیدی را به بازار عرضه میکنند. بنابراین ممکن است مدت زیادی طول بکشد تا یک استارتآپ به مرحله سوددهی برسد.
0 کامنت